به گزارش شهرآرانیوز، استاد احمد مهرمشهدیافخمی ۳۵ سال مؤذن مسجد گوهرشاد بود و به واسطه صدای خوش و فعالیتهای قرآنیاش به شیخالقراء شهر معروف شد. احمد مهرمشهدی، معروف به افخمی، تاریخ زنده صدسال اخیر مشهد است؛ کسی که از مجالس سنتی قرآن مرحوم عابدزاده و مسجد کرامت گرفته، تا مبارزات انقلابی چهرههایی، چون رهبر شهید و شهیدان آستانهپرست و نوابصفوی را به یاد دارد.
او در جلسهای که ابوالعینین شعیشع پیش از انقلاب به مشهد آمد و در حرم رضوی تلاوت کرد، حضور داشت. رهبر شهید آن موقع از سمت حکومت پهلوی برای حضور در جلسات قرآن ممنوعیت داشتند. ایشان در یکی از خاطراتشان در سال ۱۳۹۰ مطرح کرده بودند:
«من یادم هست که یکی از قراء برجسته مصری، مرحوم ابوالعینین شعیشع، آمده بود مشهد و در مسجد گوهرشاد قرآن تلاوت میکرد، که خیلی هم خوب میخواند. چون جلسه مال اوقاف آن زمان بود و اوقاف هم برخلاف امروز که الحمدلله سازمان مفتخری است، آن روز سازمان بدنامی بود، بنده با اینکه خیلی شائق بودم تلاوت آن قاری را بشنوم، نمیخواستم بروم توی آن مجلس بنشینم. از دور نگاه میکردم و صدا را میشنفتم. همه کسانی که در آن مجلس شرکت داشتند، گمان نمیکنم پنجاه نفر، شصت نفر میشدند. یک عدهای مأمورین دولتی بودند، یک عده هم همین قراء معروف مشهدی خودمان بودند.»
در ادامه، خاطرات استاد افخمی را در اینباره میخوانید:
از چه زمانی کار قرآنی را شروع کردهاید؟
بنده با لطف و عنایت خدا از هفتسالگی در مکتبخانهای نزدیک منزلمان که مسئولش خانمی بود، فراگیری قرآن را با تشویق پدر و مادرم شروع کردم. مادرم در این زمینه بسیار به من کمک میکردند.
شما اصالتا مشهدی هستید؟
بله، من متولد مشهد هستم و منزلمان نزدیک حرم مطهر بود؛ پشت هتل تهران فعلی. البته آن زمان پشت هتل تهران آخرین نقطه مشهد بود و دیوارهایی بعد از منزل ما بود که مشخص بود؛ دیوارهایی به قطر دو متر و ارتفاع شش متر. اینها حصار شهر بود.
رفتوآمد ما از کوچه کربلا بود که منتهی میشد به کوچه صاحبعَلَم. صاحبعلم لقب فردی بود که علم برمیداشت و مسافر کربلا جمع میکرد و از همان کوچه حرکت میکردند به سمت کربلا. به همین علت اسم آن کوچه کربلا شد.
استاد شما چه کسی بود؟
یکی از اساتیدی که به من قرآن تدریس میکرد، مرحوم مهدی شجریان بود که پسر ایشان هم خوشصدا بود. بنده همراه فرزند ایشان از محضر این استاد بزرگوار استفاده میکردیم.
چه شد که قرائت قرآن را شروع کردید؟
زیربنای اصلی یک قاری صدای اوست. صدای زیبا یکی از اصلیترین علتهای جذب افراد به سمت تلاوت قرآن است. هنوز هم نوای خوش پدرم وقتی شروع به خواندن اشعار فارسی میکردند، آن هم با صدایی زیبا، در ذهنم مانده است. بعضی شعرهایی که ایشان میخواندند، هنوز پس از هفتادسال یادم است. نهایتا بر اساس این صدای خوبی که خدا به ما عطا کرده بود و تشویقهای مکرر پدرم، وارد جلسات قرآنی شدم.
اولین اجرای شما بهصورت رسمی کجا صورت گرفت؟
بنده در سیزدهسالگی مؤذن مسجدجامع گوهرشاد شدم. این مسئله خیلی جالب بود که بنده با این سن کم برای اذانگفتن در آن مسجد بزرگ انتخاب شوم. اذان گفتن یک بخش کارم در مسجد گوهرشاد بود. یکی دیگر از برنامههای مستمر در این مسجد، مناجاتهای سحر بود. هرکسی نمیتوانست آنجا مناجات بخواند. این مسئله نیاز به آشنایی با نغمات مختلف داشت.
نقش رهبر معظم انقلاب در تلاوت قرآن مشهد در آن زمان به چه اندازه بود؟
یکی از افرادی که بهطور مستمر در جلسات قرآن شرکت فعال داشتند، رهبر معظم انقلاب بودند. ایشان در مسجد کرامت جلسه تفسیر داشتند. همچنین برای استماع تلاوت قرآن در برنامههای مختلفی که در سطح شهر اجرا میشد، شرکت میکردند و یکی از مشوقان اصلی نوجوانان و جوانان به سمت فعالیتهای قرآنی بودند؛ آن هم در آن زمان پرالتهاب رژیم پهلوی.
خاطرهای از تشویقهای ایشان در قبال نوجوانان و جوانان در ذهن دارید؟
یکی از قاریان برجسته کنونی که در آن زمان هشتساله بود، صدای بسیار زیبایی داشت و قرآن را بهزیبایی تلاوت میکرد. روزی در مسجد کرامت به تلاوت پرداخت و رهبر معظم انقلاب از تلاوت او خیلی خوششان آمد. بعد از تلاوت، او را روی دستانشان بالا بردند تا همه ببینند و فرمودند: «ببینید این نوجوان به چه زیبایی تلاوت میکند.» این قضیه ذوقیات بالای ایشان را نشان میدهد که در آن زمان و با آن خفقان، ایشان چقدر به امر تلاوت توجه داشتند.
رهبر شهید در سخنانی فرموده بودند در جلسهای که در مسجد گوهرشاد برگزار شد، استاد ابوالعینین شعیشع تلاوت کردند. آن جلسه را یادتان هست؟
نقش رهبر معظم انقلاب در توسعه فضای قرآنی بسیار درخورتوجه بوده است. ایشان در جلسات قرآنی که برگزار میشد، حضور فعالی داشتند و نوجوانان و جوانان را به تلاوت قرآن توصیه میکردند و حتی تشویقهای بسیاری میکردند. ایشان توسط ساواک ممنوع شده بودند که در جلسات مذهبی و مردمی شرکت کنند، اما باز هم با سختیهای فراوان در این جلسات شرکت میکردند. در جلسهای که در مسجدجامع گوهرشاد تشکیل شد، استاد ابوالعینین شعیشع از مصر به مشهد دعوت شده بودند برای تلاوت در جوار حرم امامرضا (ع).
قاریان مختلفی دعوت شده بودند؛ ازجمله استاد فاطمی، مرحوم استاد اوحدی، مرحوم استاد نازدار و بنده و عدهای دیگر. من در همان جلسه به این نظر رسیدم که شعری برای این جلسه بسرایم. کاغذ و قلمی پیدا کردم و شروع به نوشتن شعر کردم.
مژدهای دوست که دلداده ما باز آمد
از بر نیل به سرچشمه اعجاز آمد
طائر قدس فلک بالزنان از فردوس
امشب اینجا به تماشا و به پرواز آمد
بلبل نغمهسرایی ز سوی گلشن مصر
با صدای ملکوتیش به صد ناز آمد
فخر قراء جهان، مظهر تجوید و بیان
ابوالعینین شعیشع مع اعزاز آمد
وقتی شعر را به مسئولی که از تهران آمده بود، نشان دادم، متعجب شد و از من پرسید همین الان این شعر را سرودی؟! گفتم: بله. سپس رفتم و این شعر را خواندم. بعد متوجه شدم که آیتا... خامنهای قصد شرکت در این جلسه را نداشتند، اما از علاقه زیادی که به جلسات قرآن داشتند، به کفشداری داخل رفته بودند و از آنجا تلاوتها را گوش میدادند.
این توجه بسیار زیاد ایشان را به امر تلاوت نشان میدهد. جلسات سالانه اول ماه رمضان که در محضر ایشان تشکیل میشد، توجه بیش از پیش ایشان به تلاوت قرآن و مسائل مربوط به آن را نشان میداد. هرسال قاریان مختلف در محضر ایشان به تلاوت قرآن میپرداختند.
حضرتعالی آخرینبار چندسال پیش در محضر ایشان حضور داشتید؟
از تهران با بنده تماس گرفتند و گفتند: آقا سراغ شما را گرفتهاند و فرمودهاند ایشان کجا تشریف دارند و خواستهاند انشاءا... امسال به جلسه تشریف بیاورید تا از شما استفاده کنیم. بنده نیز توفیق حضور پیدا کردم و در آن جلسه شعری را درباره این محفل سرودم. قرار شد بخوانم، اما بهدلیل ضیق وقت توفیق نشد. فقط دو بیت از شعر را خواندم. بعد که برای دستبوسی به محضر ایشان رفتم، فرمودند چرا شعرت را نخواندی؟ گفتم وقت کم بود، انشاءا... تقدیم میکنم.
لطفا خاطرهای شیرین از این سفرها برایمان بازگو کنید.
در یکی از سالها به اتفاق بعضی دوستان به کشور چین سفر کردیم. برنامههای پرشور و متنوعی در آن کشور داشتیم. در یکی از محافل که عده زیادی برای استماع تلاوت ما به آنجا آمده بودند، پس از تلاوت بعضی دوستان، به فکرم رسید که برای این محفل شعری بگویم. کاغذ و قلمی پیدا و شروع به نوشتن شعر کردم و سپس خواندم:
امشب به دل هوا و به سر شور دیگر است
این محفل از گلاب ولایت معطر است
این محفل بزرگ در این جایگاه قدس
یادآور شجاعت سالار کوثر است
وقتی شعرم به اینجا رسید، به حاضران توضیح مختصری دادم که حضرت امامخمینی (ره) فرمودند: انقلاب ما انقلاب ا... اکبر است. مردم ما از این عبارت قدسی در راهپیماییها و تظاهرات استفاده بسیاری میکردند.
در ادامه شعرم را خواندم که:
یاران به نام رهبر محبوب انقلاب
یاد امام راحلمان کز جهان سر است
یاد دلیرمردم ایران قهرمان
با عزم آهنین که ز سلمان و بوذر است
جانا برای عزت ایران و مسلمین
اینک زمان گفتن ا... اکبر است
مردم از این شعر به وجد آمدند و با صدای بسیار بلند تکبیر گفتند. عطر معطر انقلاب اسلامی و شور و هیجان مردم فضای محفل را پر کرده بود. تشویق حضار خستگی ما را از بین برد. پس از جلسه، مردم استقبال بسیار زیادی از ما کردند.